سيد علي اكبر قرشي

11

قاموس قرآن ( فارسي )

يعنى زنانى كه مصوناند و در خانه هاى خويشاند و مبتذل و هر جائى نيستند و شايد بمعنى مستورات باشد يعنى از نامحرمان پوشيده‌اند كه قصر بمعنى ستر نيز آمده است احتمال قوى آنست كه بمعنى مخصوصات و منحصرات باشد يعنى زنانى كه فقط به شوهر خويش مخصوصاند مثل * ( لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ ) * رحمن : 74 . جنّ و انسى به آنها دست نزده است . 3 - قصر بمعنى خانه و عمارت ، * ( وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ ) * حجّ : 45 . چه بسا چاه معطَّل كه آب بر ندارد و چه بسيار خانهء مرتفع يا گچكارى شده كه اهلش هلاك شده‌اند . طبرسى فرموده : قصر خانه ايست داراى حصار كه در آن مقصور و محبوس است . در قاموس و اقرب گفته : قصر بمعنى منزل و هر اطاقى است كه از سنگ بنا شده باشد در اقرب عمارت رفيع نيز گفته است . قول طبرسى اصح و با معناى اصلى منطبق است . جمع قصر قصور است مثل * ( تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً ) * اعراف : 74 . در هموارهاى زمين قصرها ميسازيد و از كوهها خانه ها ميتراشيد . * ( إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ كَأَنَّه جِمالَتٌ صُفْرٌ ) * مرسلات : 32 و 33 . از جملهء معانى قصر كه در قاموس و اقرب آمده درخت ضخيم است راغب قصر را در آيه بقولى ريشهء درختان و مفرد آن را قصره ميگويد ، طبرسى از سعيد بن جبير ريشهء درختان بزرگ نقل مىكند و خود آن را معنى معروف ميداند يعنى آتش جهنّم شراره هائى ببزرگى قصر يا مثل درختان بزرگ مياندازد گوئى شترهاى زرداند . قصص : ( بفتح ق ، ص ) سر گذشت و تعقيب و نقل قصّه . مصدر و اسم هر دو آمده است . طبرسى ذيل آيهء 62 بقره فرموده : قصص بمعنى قصّه و سر گذشت است و در ذيل آيهء 111 يوسف فرموده : قصص خبرى است كه بعضى پشت سر بعضى باشد از